پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

روز جزا خجالت سرشار نارساست

جرمم زیاده از حد و اقرار نارساست

خالی زگفتگو نشود دل چو گشت پر

مطلب بلند و رشته گفتار نارساست

تسبیح زد به دل نفس جستجو گره

چندانکه دید کوشش زنار نارساست

نشنیدن و نگفتن و حیرت بهانه ای است

اسرار بی نهایت و اظهار نارساست

شکر خدا اسیر که کار تو با خداست

هر چند دست عشق و دل یار نارساست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲قطع نظر جزای دل بدگمان خوش است
  2. شمارهٔ ۱۹۳آتش زدی به لاله، عذار اینچنین خوش است
  3. شمارهٔ ۱۹۴فیض نومیدی از امید مروت بیش است
  4. شمارهٔ ۱۹۵پرواز هوای تو که بال و پر شمع است
  5. شمارهٔ ۱۹۶تعلق سد راه کام عشق است
  6. شمارهٔ ۱۹۷سلیمانی است دل نقش نگینش نام معشوق است
  7. شمارهٔ ۱۹۸دل اگر رفت گرفتار طلسم خاک است
  8. شمارهٔ ۱۹۹همه روی زمین خطرناک است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.