پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

اقلیم درد را سحر و شام دیگر است

مستان عشق را رم و آرام دیگر است

عنقا به زور بال تجرد بلند شد

بی قید نام و ننگ شدن نام دیگر است

دردسر خمار ندارد شراب عشق

دل مست ساقی دگر و جام دیگر است

سرسایه ای چو سایه تیغ تو جست اسیر

او را در این دیار سرانجام دیگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷نکنی صید یقینی به گمانی که تو راست
  2. شمارهٔ ۱۸۸شمشیر عشق را نمک شرم جوهر است
  3. شمارهٔ ۱۸۹گرد راه تو جلوه پرداز است
  4. شمارهٔ ۱۹۰روز جزا خجالت سرشار نارساست
  5. شمارهٔ ۱۹۱ساقی همین نه از تو دل ما در آتش است
  6. شمارهٔ ۱۹۲قطع نظر جزای دل بدگمان خوش است
  7. شمارهٔ ۱۹۳آتش زدی به لاله، عذار اینچنین خوش است
  8. شمارهٔ ۱۹۴فیض نومیدی از امید مروت بیش است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.