پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

هر نفس جزو پریشان کتاب دیگر است

هر خراش سینه بیت انتخاب دیگر است

دشت را دریا کند اشک نفس دزدیدگان

نقش هر پایی در این دریا حباب دیگر است

ما فلک سیریم از ما دوری منزل مپرس

جلوه ریگ روان تعبیر خواب دیگر است

تا نسیمی هست از گلزار بیرون کی روند

بهر مستان بوی گل دود کباب دیگر است

تا نفس را می شمارد سبحه ریگ روان

در ره دل هر قدم پای حساب دیگر است؟

شش جهت را از غبار جلوه آیین بسته اند

ذره ای هر جا که دیدم آفتاب دیگر است

گردش چشم سیاهش را نشانی هست اسیر

هر تغافل خنده حاضر جواب دیگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴قفل غم بهر گشاد دل کلید دیگر است
  2. شمارهٔ ۱۸۵اقلیم درد را سحر و شام دیگر است
  3. شمارهٔ ۱۸۶جبهه تسلیم جان را سجده گاه دیگر است
  4. شمارهٔ ۱۸۷نکنی صید یقینی به گمانی که تو راست
  5. شمارهٔ ۱۸۸شمشیر عشق را نمک شرم جوهر است
  6. شمارهٔ ۱۸۹گرد راه تو جلوه پرداز است
  7. شمارهٔ ۱۹۰روز جزا خجالت سرشار نارساست
  8. شمارهٔ ۱۹۱ساقی همین نه از تو دل ما در آتش است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.