پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

سینه صافیهای من روشنگر است

کعبه هم آیینه اسکندر است

سنبل خط جانشین زلف شد

باغ حسنش را صفای دیگر است

نایب ابروست مژگان دراز

سبزه باغ کسی آهنگر است

گریه ما را داده عمر جاودان

چشمه حیوان ما چشم تر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳الفت آباد محبت را خراج دیگر است
  2. شمارهٔ ۱۸۴قفل غم بهر گشاد دل کلید دیگر است
  3. شمارهٔ ۱۸۵اقلیم درد را سحر و شام دیگر است
  4. شمارهٔ ۱۸۶جبهه تسلیم جان را سجده گاه دیگر است
  5. شمارهٔ ۱۸۷نکنی صید یقینی به گمانی که تو راست
  6. شمارهٔ ۱۸۸شمشیر عشق را نمک شرم جوهر است
  7. شمارهٔ ۱۸۹گرد راه تو جلوه پرداز است
  8. شمارهٔ ۱۹۰روز جزا خجالت سرشار نارساست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.