پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

بسکه از رشک سرشکم خاطر دریا پر است

از دل آب گهر تا غنچه دلها پر است

دختر رزخونی عیش و ملالم گشته است

کی دلم خالی شود در بزم تا مینا پر است

جلوه بسیار است خضر رهبری در کار نیست

دیده (گر) داری همه عالم ز نقش پا پر است

گرچه بر قلب کمانداران ابرو می زنم

در خور صبری که دارم نیم استغنا پر است

من که از دریا به موجی گشته ام قانع اسیر

جلوه ریگ روان در دامن صحرا پر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴به بزم عشق نه تنها دل شکسته پر است
  2. شمارهٔ ۱۷۵گر به دست آید گل داغ از گلستان خوش‌تر است
  3. شمارهٔ ۱۷۶حرف مجنون تو از گلبرگ تر نازکتر است
  4. شمارهٔ ۱۷۷گریه ابر از سمن رنگین تر است
  5. شمارهٔ ۱۷۸گر شب وصل تو بی مهتاب باشد بهتر است
  6. شمارهٔ ۱۷۹موم شمع کشته از دل چون شد آهن بهتر است
  7. شمارهٔ ۱۸۰بسکه سودای تماشای تو پنهان در سر است
  8. شمارهٔ ۱۸۱سینه صافیهای من روشنگر است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.