پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

تنگ غم تو خانه دل از هوا پر است

لب از ترانه خالی و گوش از نوا پر است

در دام شکوه ناله شکستن چه لازم است

دنیا فراخ و سلسله بسیار و جا پر است

از خاطرش اراده نظاره برده ایم

آیینه داغ شو که دل او ز ما پر است

جوش بهار گردش چشم سیاه کیست

صد شیشه گشت خالی و جام هوا پر است

بی خون من بهار ستم گل نمی کند

پیمانه ام ز شبنم باغ وفا پر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳به کشتنم نه همین حرف هجر یار پر است
  2. شمارهٔ ۱۷۴به بزم عشق نه تنها دل شکسته پر است
  3. شمارهٔ ۱۷۵گر به دست آید گل داغ از گلستان خوش‌تر است
  4. شمارهٔ ۱۷۶حرف مجنون تو از گلبرگ تر نازکتر است
  5. شمارهٔ ۱۷۷گریه ابر از سمن رنگین تر است
  6. شمارهٔ ۱۷۸گر شب وصل تو بی مهتاب باشد بهتر است
  7. شمارهٔ ۱۷۹موم شمع کشته از دل چون شد آهن بهتر است
  8. شمارهٔ ۱۸۰بسکه سودای تماشای تو پنهان در سر است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.