پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

نه همین دام و نه دانه بسیار است

در هوا آشیانه بسیار است

لب خاموش و خلق بدنامند

گفتگو پر بهانه بسیار است

راستیها به کیش پیر جنون

یک کمان را دو خانه بسیار است

خون خود ریختن مروت نیست

خلق را هم بهانه بسیار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲بسکه از رشک سرشکم خاطر دریا پر است
  2. شمارهٔ ۱۷۳به کشتنم نه همین حرف هجر یار پر است
  3. شمارهٔ ۱۷۴به بزم عشق نه تنها دل شکسته پر است
  4. شمارهٔ ۱۷۵گر به دست آید گل داغ از گلستان خوش‌تر است
  5. شمارهٔ ۱۷۶حرف مجنون تو از گلبرگ تر نازکتر است
  6. شمارهٔ ۱۷۷گریه ابر از سمن رنگین تر است
  7. شمارهٔ ۱۷۸گر شب وصل تو بی مهتاب باشد بهتر است
  8. شمارهٔ ۱۷۹موم شمع کشته از دل چون شد آهن بهتر است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.