پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

زعشق مرتبه حسن دلنشین پیداست

زشیشه جوهر این آب آتشین پیداست

مخورفریب زشیرین لبان زیرنقاب

نشان آبله روی انگبین پیداست

غمت نهان زکه دارم که همچو قبله نما

تپیدن دل ازآیینه جبین پیداست

نهفته درلب خاموش حرص طول امل

نشان جاده زهمواری زمین پیداست

کند چو شوخیت انگشتری ز حلقه زلف

فروغ دست تو چون آب در نگین پیداست

نهان به باغ خیالت صبوحیی زده اند

ز چهره گل و سیمای یاسمین پیداست

برای دعوی جوهر چه احتیاج گواه

چو تیغ دستی اگر هست از آستین پیداست

دلی نباخته باشی به آشنایی خویش

زچهره بندی آیینه اینچنین پیداست

برای حسرت من باده خورده پنداری

دلم گداخته زان روی آتشین پیداست

فکنده شور شنیدم کسی به قلب ریا

اسیر توبه شکن بوده اینچنین پیداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸از هر آتشکده ای سینه فگاری پیداست
  2. شمارهٔ ۱۶۹از عکس تنت جیب قبا آینه زار است
  3. شمارهٔ ۱۷۰نه همین دام و نه دانه بسیار است
  4. شمارهٔ ۱۷۱تنگ غم تو خانه دل از هوا پر است
  5. شمارهٔ ۱۷۲بسکه از رشک سرشکم خاطر دریا پر است
  6. شمارهٔ ۱۷۳به کشتنم نه همین حرف هجر یار پر است
  7. شمارهٔ ۱۷۴به بزم عشق نه تنها دل شکسته پر است
  8. شمارهٔ ۱۷۵گر به دست آید گل داغ از گلستان خوش‌تر است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.