پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

گل دیوانگی از سایه خارم پیداست

جوش آشفتگی از رقص غبارم پیداست

همچو آن شعله که شوخی کند از پرده دود

... ارم پیداست

تنم از آتش دل یک نفس سوخته است

بوده با خوی تو عمری سر و کارم پیداست

نشد از خواب عدم شمع محبت خاموش

دل بیدرد ز پرواز شرارم پیداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶زعشق مرتبه حسن دلنشین پیداست
  2. شمارهٔ ۱۶۷آتش نسبی از نفسم ظاهر و پیداست
  3. شمارهٔ ۱۶۸از هر آتشکده ای سینه فگاری پیداست
  4. شمارهٔ ۱۶۹از عکس تنت جیب قبا آینه زار است
  5. شمارهٔ ۱۷۰نه همین دام و نه دانه بسیار است
  6. شمارهٔ ۱۷۱تنگ غم تو خانه دل از هوا پر است
  7. شمارهٔ ۱۷۲بسکه از رشک سرشکم خاطر دریا پر است
  8. شمارهٔ ۱۷۳به کشتنم نه همین حرف هجر یار پر است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.