پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵

صد دوا بادا دوای درد بی درمان ما

دُرد دردش نوش کن گر می بری فرمان ما

خون دل در جام دیده عاشقانه ریختیم

بر امید آنکه بنشیند دمی بر خوان ما

خانه خالی کرده ایم و خوش نشسته بر درش

غیر او را نیست باری در سرا بستان ما

در حیات جاودانی یافته از عشق او

همدم زنده دلان شو تا بیابی جان ما

در میان ما و او غیری نمی آید به کار

ما از آن دلبریم و دلبر ما ز آن ما

دُرد درد او دوای درد ما باشد مدام

عشق او گنجیست در کنج دل ویران ما

آشنای نعمت اللهیم و غرق بحر او

ذوق اگر داری درآ در بحر بی پایان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷غرق آب و آب را جوئیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۳۸هرچه می گویند می گوئیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۳۹می زخم عشق می نوشیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۴۰نور او در دیدهٔ بینا خوشی دیدیم ما
  5. غزل شمارهٔ ۴۱در خرابات فنا ملک بقا داریم ما
  6. غزل شمارهٔ ۴۲جان چو عودست و دل چو مجمر ما
  7. غزل شمارهٔ ۴۳خوش آب حیاتی است روان در نظر ما
  8. غزل شمارهٔ ۴۴خوش چشمهٔ آبی است روان در نظر ما
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.