پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴

خوش چشمهٔ آبی است روان در نظر ما

سیراب شده خاک در از رهگذر ما

ما آب حیاتیم روانیم به هر سو

سرسبزی باغ خضر است در نظر ما

میخانهٔ ما قبلهٔ حاجات جهانست

شاید که جهانی به سر آید به در ما

نوریست که در دیدهٔ مردم شده پنهان

روشن بتوان دید ولی در نظر ما

مستیم و نداریم خبر از همه عالم

اینست خبر هر که بپرسد خبر ما

در آینهٔ دیدهٔ سید نظری کن

تا باز نماید به تو روشن بصر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶مرا گفت یاری که ای یار ما
  2. غزل شمارهٔ ۴۷از کرم بنواخت ما را یار ما
  3. غزل شمارهٔ ۴۸جام گیتی نماست این دل ما
  4. غزل شمارهٔ ۴۹بندهٔ ساقی ما شو تا شوی سلطان ما
  5. غزل شمارهٔ ۵۰جامیست چه جم نما دل ما
  6. غزل شمارهٔ ۵۱مشک چه بود شمه ای از موی ما
  7. غزل شمارهٔ ۵۲پادشاه و پادشاهی ما و درویشی ما
  8. غزل شمارهٔ ۵۳ما بنده درویشیم شاها نظری فرما
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.