پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵

چیست عالم شبنمی از نهر ما

کیست آدم عارفی در شهر ما

هرکجا بکری است در دار وجود

از سر مهر آمده در مهر ما

دهر جز نقش خیالی بیش نیست

بگذر از دهر و طلب کن دهر ما

عقل زهر است ای پسر با زهر عشق

زهر بگذار و بجو پازهر ما

رحمت ما بر غضب پیشی گرفت

لطف ما مستور کرده قهر ما

غیر ما در نهر ما دیگر مجو

خود کجا غیری بود در نهر ما

نعمت الله نعمتی دارد تمام

جمع کرده این همه از بهر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷از کرم بنواخت ما را یار ما
  2. غزل شمارهٔ ۴۸جام گیتی نماست این دل ما
  3. غزل شمارهٔ ۴۹بندهٔ ساقی ما شو تا شوی سلطان ما
  4. غزل شمارهٔ ۵۰جامیست چه جم نما دل ما
  5. غزل شمارهٔ ۵۱مشک چه بود شمه ای از موی ما
  6. غزل شمارهٔ ۵۲پادشاه و پادشاهی ما و درویشی ما
  7. غزل شمارهٔ ۵۳ما بنده درویشیم شاها نظری فرما
  8. غزل شمارهٔ ۵۴بحر در جوش است و رو دارد به ما
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.