پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲

پادشاه و پادشاهی ما و درویشی ما

عاقلان و آشنائی ما و بی خویشی ما

در میان عشقبازان ما کمیم از هر یکی

از کمی ماست در عالم همه بیشی ما

خواجه گر دارد غنا آرد غنائی بر غنا

از غنای خواجه خوشتر فقر درویشی ما

بنده دلریش سلطانیم و مرهم وصل اوست

عاقبت رحمی کند سلطان به دلریشی ما

صورت سید که دیدی آخرش خوانی رواست

معنی او را نگر دریاب این پیشی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴بحر در جوش است و رو دارد به ما
  2. غزل شمارهٔ ۵۵خرم آن دل که شود محرم اسرار شما
  3. غزل شمارهٔ ۵۶بیا ای ساقی مستان خدا را
  4. غزل شمارهٔ ۵۷نور تجلی او ساخت منور مرا
  5. غزل شمارهٔ ۵۸ای یار دل یار به دست آر خدا را
  6. غزل شمارهٔ ۵۹همه عالم تو را و او ما را
  7. غزل شمارهٔ ۶۰یار من بی یار کی ماند مرا
  8. غزل شمارهٔ ۶۱رند مستی چو دمی با او برآ
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.