پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸

ای یار دل یار به دست آر خدا را

زین بیش دل خسته میازار خدا را

مستیم و خرابیم و سر از پای ندانیم

ای عقل رها کن من و دلدار خدا را

خوش آب حیاتیست اگر تشنه آبی

جامی ز می عشق به دست آر خدا را

گر یک سر موئیست حجاب تو در این ره

بردار حجاب خود و مگذار خدا را

هر چیز که داری به امانت به تو دادند

تو نیز امینا نه نگهدار خدا را

عشق آمد و گفتا که دهم کام تو گفتم

تاخیر مکن باز در این کار خدا را

گر جان عزیزت طلبد سید مستان

شکرانه بنه بر سر و بسپار خدا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰یار من بی یار کی ماند مرا
  2. غزل شمارهٔ ۶۱رند مستی چو دمی با او برآ
  3. غزل شمارهٔ ۶۲هر که آمد بر سر دار فنا
  4. غزل شمارهٔ ۶۳نعمت الله است دایم با خدا
  5. غزل شمارهٔ ۶۴مبتلائی دیدمش خوش در بلا
  6. غزل شمارهٔ ۶۵فانی دردیم و فانی از فنا
  7. غزل شمارهٔ ۶۶روشنست آئینهٔ گیتی نما
  8. غزل شمارهٔ ۶۷گر بیابی آشنای بحر ما
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.