پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲

هر که آمد بر سر دار فنا

یابد از دار فنا دار بقا

خدمت منصور از آن سردار شد

ذوق سرداری اگر داری بیا

قل هو الله احد می خوان مدام

چون موحد در خلا و در ملا

ما درین دریا خوشی افتاده ایم

ما ز دریائیم و دریا عین ما

دردمندی را که باشد درد دل

دُرد درد دل بود او را دوا

بر در خلوتسرای می فروش

ساکنیم و فارغ از هر دو سرا

سیدیم و بندهٔ سلطان خود

ما جَمیم و جام ما گیتی نما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴مبتلائی دیدمش خوش در بلا
  2. غزل شمارهٔ ۶۵فانی دردیم و فانی از فنا
  3. غزل شمارهٔ ۶۶روشنست آئینهٔ گیتی نما
  4. غزل شمارهٔ ۶۷گر بیابی آشنای بحر ما
  5. غزل شمارهٔ ۶۸ما حبابیم و عین ما دریا
  6. غزل شمارهٔ ۶۹عین دریائیم و دریا عین ما
  7. غزل شمارهٔ ۷۰دردمندانیم و مانده بی دوا
  8. غزل شمارهٔ ۷۱در آ با ما درین دریا و خوش بنشین به چشم ما
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.