پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳

نعمت الله است دایم با خدا

نعمت از الله کی باشد جدا

در دل و دیده ندیدم جز یکی

گرچه گردیدم بسی در دو سرا

میل ساحل کی کند بحری چو شد

غرقه در دریای بی پایان ما

ما نوا از بی نوائی یافتیم

گر نوا جوئی بجو از بینوا

از خدا بیگانه ای دیدیم نه

هر که باشد هست با او آشنا

سروری خواهی برآ بر دار عشق

کز سردار فنا یابی بقا

سید سرمست اگر جوئی حریف

خیز مستانه به میخانه درآ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵فانی دردیم و فانی از فنا
  2. غزل شمارهٔ ۶۶روشنست آئینهٔ گیتی نما
  3. غزل شمارهٔ ۶۷گر بیابی آشنای بحر ما
  4. غزل شمارهٔ ۶۸ما حبابیم و عین ما دریا
  5. غزل شمارهٔ ۶۹عین دریائیم و دریا عین ما
  6. غزل شمارهٔ ۷۰دردمندانیم و مانده بی دوا
  7. غزل شمارهٔ ۷۱در آ با ما درین دریا و خوش بنشین به چشم ما
  8. غزل شمارهٔ ۷۲رندیم و دگر مستیم تا باد چنین بادا
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.