پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱

در آ با ما درین دریا و خوش بنشین به چشم ما

به عین ما نظر می کن ببین ما را درین دریا

اگر موج است اگر قطره به عین ما همه آبست

اگر تو آبرو جوئی بجو از آبروی ما

بهشت جاودان ما سرابستان میخانه

هوای جنت ار داری درآ در جنت الماوی

به نور آفتاب او همه عالم منور شد

نگر در ذرهٔ روشن که خورشیدیست مه سیما

اگر گوئی کرم فرما مرا نامی نشانی ده

نشان و نام را بگذار و می جو جای آن بیجا

بلا بالا گرفت امروز از آن بالا که می دانی

چه خوش باشد بلای ما اگر باشد از آن بالا

حریف نعمت الله شو که یار رند سرمست است

به نور او نظر می کن ببین یکتای بی همتا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳ساقی ز کرم نواخت ما را
  2. غزل شمارهٔ ۷۴عقل برو برو برو عشق بیا بیا بیا
  3. غزل شمارهٔ ۷۵به سر خواجه کلان که مرا
  4. غزل شمارهٔ ۷۶ظهور سلطنت عشق اوست در دو سرا
  5. غزل شمارهٔ ۷۷موج است و حباب و آب و دریا
  6. غزل شمارهٔ ۷۸گر بیازارد مرا موری نیازارم ورا
  7. غزل شمارهٔ ۷۹صوفی صافی است در عین صفا
  8. غزل شمارهٔ ۸۰فلولاه و لولانا لما کان الذی کانا
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.