پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸

گر بیازارد مرا موری نیازارم ورا

خود کجا آزار مردم ای برادر من کجا

نزد ما زاری به از آزار ، بی زاری مباش

تا نگیرد بر سر بازار آزاری تو را

در طریقت هر چه فرمائی به جان منت بریم

ماجرا بگذار با ما ماجرا آخر چرا

کفر باشد در طریق عاشقان آزار دل

گر مسلمانی چرا آزار می داری روا

درجهان بیخودی من نعمت الله یافتم

گفت فانی شو که یابی سید ملک بقا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰فلولاه و لولانا لما کان الذی کانا
  2. غزل شمارهٔ ۸۱در عین حباب آب دریاب
  3. غزل شمارهٔ ۸۲عین ما جو و در این بحر به جز ما مطلب
  4. غزل شمارهٔ ۸۳در دل ما نقد گنج ما طلب
  5. غزل شمارهٔ ۸۴نقد گنج کنت کنزا را طلب
  6. غزل شمارهٔ ۸۵دردمندانه بیا ما را طلب
  7. غزل شمارهٔ ۸۶عاشقی دریادلی از ما طلب
  8. غزل شمارهٔ ۸۷ذوق ما داری درآ در بحر ما ، ما را طلب
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.