پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷

ذوق ما داری درآ در بحر ما ، ما را طلب

آبرو جوئی مرو هر سو بیا ما را طلب

موج دریائیم و ما را دل به دریا می کشد

حال این دریای ما گر بایدت از ما طلب

ای محقق بی حقیقت هیچ شیئی هست نیست

عارفانه این حقیقت در همه اشیا طلب

هر که آید در نظر ای نور چشم عاشقان

دست او را بوسه ده گم کردهٔ خود را طلب

نقد گنج کنت کنزا را بجو در کنج دل

گوهر دُر یتیم مخزن دلها طلب

قاب قوسین از خط محور پدید آمد تو نیز

خط برانداز از میان معنی او ادنی طلب

آفتاب حسن او و چشم مردم رو نمود

روشنست این نور او در دیدهٔ بینا طلب

دنیی و عقبی و جسم و جان این و آن گذار

گر تو چون ما طالبی مطلوب بی همتا طلب

اسم اعظم را بخوان و یک مسمی را بدان

نعمت الله را بجو مجموعهٔ اشیا طلب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹خوش حضوریست بزم ما دریاب
  2. غزل شمارهٔ ۹۰در محیط عشق ما گوهر طلب
  3. غزل شمارهٔ ۹۱ای دل اسرار ما ز جان دریاب
  4. غزل شمارهٔ ۹۲رو فنا شو بیا بقا دریاب
  5. غزل شمارهٔ ۹۳ساغر پر شراب را دریاب
  6. غزل شمارهٔ ۹۴ای آب حباب آب دریاب
  7. غزل شمارهٔ ۹۵در موج و حباب آب دریاب
  8. غزل شمارهٔ ۹۶در عین ما نظر کن جام پر آب دریاب
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.