پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰

فلولاه و لولانا لما کان الذی کانا

اگر نه ما و او بودی نبودی این و آن جانا

و اما عینه فاعلم اذا ما قلت انسانا

یکی عین است و دو نامش یکی موج و یکی دریا

فانا عبده حقا و ان الله مولانا

حقیقت بندهٔ اوئیم و سلطان است او ما را

فلا تحجب بانسان فقد اعطاک برهانا

برون آ از حجاب خود نگر برهان ما پیدا

فاعطیناه ما یبدی به فینا و اعطانا

عطا کردیم سر او و شداین مشکلَت حلا

قضا رالامر مقسوما بایاه و ایانا

به هم پیوسته می‌باید که تا پیدا شود آن‌ها

فاحیاه الذی یدری بقلبی حین احیانا

چه خوش حبی که می‌بخشد حیات او حیات ما

و کنافیه اکوانا و اعیانا و ازمانا

همه بودیم در ذاتش که پیدا گشته‌ایم اینجا

و لیس دائم فینا و لیکن ذاک احیانا

نباشد حال ما دایم بود حق دایما با ما

به نور مهر و مه بنگر که هر دو نعمت اللهند

ز هر روز و ز شب روشن ببین در دیدهٔ بینا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲عین ما جو و در این بحر به جز ما مطلب
  2. غزل شمارهٔ ۸۳در دل ما نقد گنج ما طلب
  3. غزل شمارهٔ ۸۴نقد گنج کنت کنزا را طلب
  4. غزل شمارهٔ ۸۵دردمندانه بیا ما را طلب
  5. غزل شمارهٔ ۸۶عاشقی دریادلی از ما طلب
  6. غزل شمارهٔ ۸۷ذوق ما داری درآ در بحر ما ، ما را طلب
  7. غزل شمارهٔ ۸۸همت از درویش صاحب دل طلب
  8. غزل شمارهٔ ۸۹خوش حضوریست بزم ما دریاب
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.