پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴

عقل برو برو برو عشق بیا بیا بیا

راحت جان ما توئی دور مشو ز پیش ما

داروی درد عاشقی هست دواش درد دل

نیست به نزد عاشقان خوشتر ازین دوا دوا

کشتهٔ تیغ عشق او زنده دلست جاودان

بندهٔ خویش اگر کشد نیست به خواجه خونبها

مست و خراب و ساکنم برسرکوی میفروش

زاهد و کنج صومعه او ز کجا و ما کجا

جام جهان نمای ما آینهٔ جمال او

جام جهان نما نگر روی در آینه نما

هر که گدای او بود پادشهست بر همه

شه چه بُود که پادشه بر در او بود گدا

سید رند مست ما بندهٔ بندگی او

حضرت او از آن ما جنت و حوریان تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶ظهور سلطنت عشق اوست در دو سرا
  2. غزل شمارهٔ ۷۷موج است و حباب و آب و دریا
  3. غزل شمارهٔ ۷۸گر بیازارد مرا موری نیازارم ورا
  4. غزل شمارهٔ ۷۹صوفی صافی است در عین صفا
  5. غزل شمارهٔ ۸۰فلولاه و لولانا لما کان الذی کانا
  6. غزل شمارهٔ ۸۱در عین حباب آب دریاب
  7. غزل شمارهٔ ۸۲عین ما جو و در این بحر به جز ما مطلب
  8. غزل شمارهٔ ۸۳در دل ما نقد گنج ما طلب
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.