پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵

فانی دردیم و فانی از فنا

باقی عشقیم و باقی از بقا

نه اثر ما را ز ذات و از صفت

نه خبر از مبتدا وز منتهی

نه امید وصل و نه بیم فراق

نه غم درد و نه شادی دوا

در محیط عشق او مستغرقیم

بر کجائی ای برادر بر کجا

از وجود و از عدم آسوده ایم

حق و باطل دعوی و معنی تو را

عاشق و معشوق پیش ما یکیست

جز یکی خود نیست در هر دو سرا

نعمت اللهم به هر جا که روم

با خدایم با خدایم با خدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷گر بیابی آشنای بحر ما
  2. غزل شمارهٔ ۶۸ما حبابیم و عین ما دریا
  3. غزل شمارهٔ ۶۹عین دریائیم و دریا عین ما
  4. غزل شمارهٔ ۷۰دردمندانیم و مانده بی دوا
  5. غزل شمارهٔ ۷۱در آ با ما درین دریا و خوش بنشین به چشم ما
  6. غزل شمارهٔ ۷۲رندیم و دگر مستیم تا باد چنین بادا
  7. غزل شمارهٔ ۷۳ساقی ز کرم نواخت ما را
  8. غزل شمارهٔ ۷۴عقل برو برو برو عشق بیا بیا بیا
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.