پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸

هرچه می گویند می گوئیم ما

آنچه می جویند می جوئیم ما

ما به بوی زلف سنبل بوی او

مو به مو زلف بتان بوئیم ما

جام می آب حیاتی خوش بود

خرقهٔ خود را به آن شوئیم ما

ما و او با هم یگانه گشته ایم

بی دوئیم و ما و تو اوئیم ما

عین دریائیم و دریا عین ما

عین ما از عین ما جوئیم ما

نیست ما را ابتدا و انتها

تا ابد خود را به خود پوئیم ما

سیدم آئینهٔ گیتی نماست

ما چنین آئینه ، یک روئیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰نور او در دیدهٔ بینا خوشی دیدیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۴۱در خرابات فنا ملک بقا داریم ما
  3. غزل شمارهٔ ۴۲جان چو عودست و دل چو مجمر ما
  4. غزل شمارهٔ ۴۳خوش آب حیاتی است روان در نظر ما
  5. غزل شمارهٔ ۴۴خوش چشمهٔ آبی است روان در نظر ما
  6. غزل شمارهٔ ۴۵چیست عالم شبنمی از نهر ما
  7. غزل شمارهٔ ۴۶مرا گفت یاری که ای یار ما
  8. غزل شمارهٔ ۴۷از کرم بنواخت ما را یار ما
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.