پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۵

دوای درد دل ای یار دردست

بحمدالله که ما داریم در دست

بیا و دُردی دردش بماده

که صاف عاشقانش دُرد دردست

دلی کو کشتهٔ عشق است زنده است

کسی کو مردهٔ دردست مرده است

بدادم دین و دل دردش خریدم

چنین سودی بدین مایه که کرده است

مرا مهری است در خاطر که خورشید

بگرد سایهٔ چترش چه گرد است

اگر دردم نمی دانی نظر کن

سرشک سرخ بین و رخ که زرد است

کسی داند شفای درد سید

که جامی از شراب درد خورده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۷دامن دلبر اگر آری به دست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۸عاشقانه به عشق او سرمست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۹نوش بادا مرا شراب الست
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۰از خرابات می رسم سرمست
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۱آمد ز درم نگار سرمست
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۲منم آن رند عاشق سرمست
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۳از دیر برون آمد ترسا بچه ای سرمست
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۴خواجه گرچه بود عمری بت پرست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.