پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۲

منم آن رند عاشق سرمست

که می عشق می خورم پیوست

در خرابات عشق مست و خراب

دست در دست شاهد سرمست

در دلم عشق و در سرم سود است

در نظر یار و جام می بر دست

ساقی مست و رند لایعقل

به یکی جرعه عقل ما برده است

عاشقانه حریف خمّاریم

فارغ از نیست ایمنیم از هست

از سر هر دو کون خوش برخاست

هر که یک لحظه نزد ما بنشست

میر مستان مجلس عشقیم

سید عاشقان باده پرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۴خواجه گرچه بود عمری بت پرست
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۵هر که باشد همچو سید حق پرست
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۶سریر سلطنت عشق بر سر دار است
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۷چه غم دارم چو یارم غمگسار است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۸تن همچو تخت شاهست جان خود یکی امیر است
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۹نور او در جمله اشیاء ظاهر است
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۰گفتمش روی تو جانا قمر است
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۱بحر بی پایان ما را آبروئی دیگر است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.