پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۰

گفتمش روی تو جانا قمر است

گفت بالله ز قمر خوبتر است

گفتمش زلف تو آشفته چراست

گفت سرگشتهٔ دور قمر است

گفتمش نوش لبت چیست بگو

گفت پالودهٔ قند و شکر است

گفتمش چشم خوشت برد دلم

گفت هشدار که جان در خطر است

گفتمش قد تو سرویست بلند

گفت آن نسبت کوته نظر است

گفتمش از تو که دارد خبری

گفت آن کس که ز خود بی خبر است

گفتمش عمر منی زود مرو

گفت عمرست از آن در گذر است

گفتمش جان به فدای تو کنم

گفت از اینها بر ما مختصر است

گفتمش سید ما بندهٔ تو است

گفت آری به جهان این ثمر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۲سر درین راه عشق دردسر است
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۳گوهر دریای ما را آبروئی دیگر است
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۴عشق او در جان هوائی دیگر است
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۵چشم مستش میفروشی دیگر است
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶عاشقان حضرت او را نیازی دیگر است
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۷ای عاشقان ای عاشقان ما را بیانی دیگر است
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۸نور رویش آفتابی دیگر است
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۹نور رویش آفتابی دیگر است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.