پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۳

گوهر دریای ما را آبروئی دیگر است

نوش کن جام می ما کز سبوئی دیگر است

گفتهٔ مستانه ما ملک عالم را گرفت

گوش کن بشنو خوشی کاین گفتگوئی دیگر است

دیگران فردوس می خواهند و ما دیدار یار

همت عالی ما را جستجوئی دیگر است

خرقهٔ خود را به جام می نمازی کرده ایم

نزد رندان این طهارت شست و شوئی دیگر است

رنگ عشق و بوی معشوقست رنگ و بوی ما

در میان عاشقان این رنگ و بوئی دیگر است

ما به جاروب مژه خاک درش را رفته ایم

لاجرم ما را درین در آبروئی دیگر است

سید از دنیا برفت و نعمة الله را گذاشت

گرچه آن می کهنه است اینجا سبوئی دیگراست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۵چشم مستش میفروشی دیگر است
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۶عاشقان حضرت او را نیازی دیگر است
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۷ای عاشقان ای عاشقان ما را بیانی دیگر است
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۸نور رویش آفتابی دیگر است
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۹نور رویش آفتابی دیگر است
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۰ملک جان در ولایتی دگر است
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۱در دل ما عشقش از جان خوشتر است
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۲عمر خوش باشد ولی با یار همدم خوشتر است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.