پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۲

سر درین راه عشق دردسر است

بگذر از سر که کار معتبر است

سر موئی حجاب اگر باقی است

بتراشش چه جای ریش و سرست

سر بنه زیر پا و دستش گیر

گر تو را میل تاج یا کمر است

نفسی صحبتش غنیمت دان

زانکه عمر عزیز در گذر است

زاهدان دیگرند و ما دیگر

حالت ما و ذوق ما دگر است

عاشقی کو ز ما خبر دارد

از خود و کاینات بی خبر است

نظری کن ببین به دیدهٔ ما

نعمت الله چو نور در نظر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۴عشق او در جان هوائی دیگر است
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۵چشم مستش میفروشی دیگر است
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۶عاشقان حضرت او را نیازی دیگر است
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۷ای عاشقان ای عاشقان ما را بیانی دیگر است
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۸نور رویش آفتابی دیگر است
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۹نور رویش آفتابی دیگر است
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۰ملک جان در ولایتی دگر است
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۱در دل ما عشقش از جان خوشتر است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.