پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰

ملک جان در ولایتی دگر است

تخت دل در حمایتی دگراست

قول مستانه ای که ما گوئیم

بشنو او را حلاوتی دگر است

دلبران در جهان فراوانند

حسن ما را ملاحتی دگر است

عاقلان را نهایتی است ولی

عاشقان را نهایتی دگر است

وحده لاشریک له می گو

کاین سخن از روایتی دگر است

در خرابات رند سرمستیم

ذوق ما ذوق و حالتی دگر است

نعمت الله خدا به ما بخشید

این عنایت عنایتی دگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۲عمر خوش باشد ولی با یار همدم خوشتر است
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۳نالهٔ دلسوز ما از ساز بلبل خوشتر است
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۴ساقی سرمست ما یاری خوش است
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۵نور دل ماه ، نور عشق است
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۶سرم سرگشتهٔ سودای عشق است
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۷چشم مستش ترک عیاری خوش است
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۸در محبت جان اگر بازی خوش است
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۹عشق جانان در میان جان خوشست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.