پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۹

نور او در جمله اشیاء ظاهر است

ظاهرش بنگر که بر ما ظاهر است

روشنست آئینهٔ عالم تمام

در همه اسما مسما ظاهر است

نور روی اوست ما را در نظر

نور آن منظور زیبا ظاهر است

باطنت از چشم نابینا ولی

ظاهرا بر چشم بینا ظاهر است

در خیال دی و فردا مانده ای

از همه فرد آنکه فردا ظاهر است

ما ز دریائیم و دریا عین ما

عین ما در عین دریا ظاهر است

نعمة الله ظاهر و باطن بود

باطنش پنهان و پیدا ظاهر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۱بحر بی پایان ما را آبروئی دیگر است
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۲سر درین راه عشق دردسر است
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۳گوهر دریای ما را آبروئی دیگر است
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۴عشق او در جان هوائی دیگر است
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۵چشم مستش میفروشی دیگر است
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶عاشقان حضرت او را نیازی دیگر است
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۷ای عاشقان ای عاشقان ما را بیانی دیگر است
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۸نور رویش آفتابی دیگر است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.