پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷

چه غم دارم چو یارم غمگسار است

حریف جام و ساقی یار غار است

بتی دارم که با من در میان است

دلارامی که دایم در کنار است

به دور چشم مست می فروشش

مرا با غیر می خوردن چه کار است

دل من بارگاه پادشاه است

تن من پرده ، جانم پرده دار است

دو لحظه در یکی صورت نباشم

ولی معنی همیشه برقرار است

یکی رو دارم و آئینه بسیار

یکی ذات و صفاتم صدهزار است

غنیمت دان حضور نعمت الله

که چون عمر عزیزت بر گذار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۹نور او در جمله اشیاء ظاهر است
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۰گفتمش روی تو جانا قمر است
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۱بحر بی پایان ما را آبروئی دیگر است
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۲سر درین راه عشق دردسر است
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۳گوهر دریای ما را آبروئی دیگر است
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۴عشق او در جان هوائی دیگر است
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۵چشم مستش میفروشی دیگر است
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶عاشقان حضرت او را نیازی دیگر است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.