پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷

دامن دلبر اگر آری به دست

نیک باشد ور نیاری آن به دست

ما خراباتی و رند و عاشقیم

چشم مستش توبهٔ ما را شکست

چشم ما بسته خیالش در نظر

نور دیده خوش به جا دارد نشست

شاهبازی رفته بود از دست ما

باز آمد شاهباز ما به دست

حق پرست کاملی دانی که کیست

آنکه او از خودپرستی باز رَست

عاقلان در نیست و هست افتاده اند

عشقبازان فارغند از نیست و هست

در خرابات مغان دیگر مجو

همچو سید نعمت الله رند و مست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۹نوش بادا مرا شراب الست
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۰از خرابات می رسم سرمست
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۱آمد ز درم نگار سرمست
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۲منم آن رند عاشق سرمست
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳از دیر برون آمد ترسا بچه ای سرمست
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۴خواجه گرچه بود عمری بت پرست
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۵هر که باشد همچو سید حق پرست
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۶سریر سلطنت عشق بر سر دار است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.