پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴

هرچه او می دهد همه داده است

دادهٔ او مگو که بیداد است

ای خوشا وقت عاشقی که مدام

بر در میفروش افتاده است

بزم عشقست و عاشقان سرمست

کس چنین بزم خوب ننهادست

غم عشقش خجسته باد که دل

به غم عشق دایما شاد است

عقل در بزم عشق دانی چیست

چون چراغی نهاده بر باد است

هرکه او شد غلام سید ما

بنده مقبلست و آزاد است

چه کنم نعمت همه عالم

نعمت الله خدا مرا داده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۶دل ما در هوای الوند است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۷دامن دلبر اگر آری به دست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۸عاشقانه به عشق او سرمست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۹نوش بادا مرا شراب الست
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۰از خرابات می رسم سرمست
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۱آمد ز درم نگار سرمست
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۲منم آن رند عاشق سرمست
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۳از دیر برون آمد ترسا بچه ای سرمست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.