پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۳

دل به دنیا مده که آن هیچست

آن جهان جو که این جهان هیچست

هر کرا علم هست و مالش نیست

قدر او نزد جاهلان هیچست

چه کنی مفردات ای مولا

غیر مفرد در این میان هیچست

ای که گوئی نشان او جویم

بی نشانست و آن نشان هیچست

لطف معنی طلب تو از صورت

بی معانی همه بیان هیچست

در پی زن مرو که چون دنیا

شیوهٔ شکل این و آن هیچست

ذوق نقش خیال چندان نیست

لذت و وهم عاقلان هیچست

منصب زهد نزد ما سهلست

عشرت و عشق فاسقان هیچست

به جز از زندگی حضرت ما

نزد رندان عاشقان هیچست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۵دوای درد دل ای یار دردست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۶دل ما در هوای الوند است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۷دامن دلبر اگر آری به دست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۸عاشقانه به عشق او سرمست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۹نوش بادا مرا شراب الست
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۰از خرابات می رسم سرمست
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۱آمد ز درم نگار سرمست
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۲منم آن رند عاشق سرمست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.