پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲

دنیی دون بی وفا هیچست

شه دنیا و هم گدا هیچست

دُردی درد او خوری حیفست

زانکه آن درد و این دوا هیچست

شک ندارم که در همه عالم

به جز از حضرت خدا هیچست

نقش غیری خیال اگر بندی

آن خیالت به نزد ما هیچست

رو مجرد شو و خوشی می باش

کدخدای در سرا هیچست

سرمهٔ چشم ماست خاک درش

غیر از این سرمهٔ توتیا هیچست

بی ریا یار نعمت الله شو

رو رها کن ریا ، ریا هیچست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۴هرچه او می دهد همه داده است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۵دوای درد دل ای یار دردست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۶دل ما در هوای الوند است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۷دامن دلبر اگر آری به دست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۸عاشقانه به عشق او سرمست
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۹نوش بادا مرا شراب الست
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۰از خرابات می رسم سرمست
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۱آمد ز درم نگار سرمست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.