پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۱

عقل در کوی عشق سرگشته

چون گدائیست در به در گشته

خبری یافته ز میخانه

زان خبر مست و بی خبر گشته

دیده نقش خیال او دیده

آب از آن روش در نظر گشته

همچو پرگار گرد نقطهٔ دل

سالها جان ما به سر گشته

از می و جام با خبر باشد

هر که چون ما به بحر و بر گشته

ساغر می مدام می نوشتم

لاجرم حال ما دگر گشته

هر که گشته غلام سید ما

در همه جای معتبر گشته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹۳نقش خیال رویش برآب دیده بسته
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۴تا ببیند روی خود در آینه
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹۵آفتابی تافته بر آینه
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹۶همچو ما کیست در جهان تشنه
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹۷تا خیال روی خوبش دیده ام در آینه
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹۸ساقی بده آن می شبانه
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹۹می و جامیم و جان و جانانه
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰۰درآمد ترک سرمستی که غارت می کند خانه
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.