پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۸

ساقی بده آن می شبانه

مستم کن ازین شرابخانه

بشنو تو رموز عشقبازان

کان است نشان و این نشانه

داریم بقای مطلق از حق

باقی همه کارها بهانه

کار دل ماست عشقبازی

از دولت عشق جاودانه

پروانهٔ جان ما روان سوخت

چون آتش عشق جاودانه

گر میل کنار یار داری

جانست بیار در میانه

از هستی خود چو نیست گشتی

در هر دو جهان توئی یگانه

دامی است وجود آدم ای یار

مائیم شکار و روح دانه

مطرب بنواز قول سید

وز نغمهٔ ساز عاشقانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰۰درآمد ترک سرمستی که غارت می کند خانه
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰۱درآ در مجلس رندان ببین این ذوق مستانه
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۲عشق را خود حجاب باشد نه
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰۳در دو عالم جز یکی دانیم نه
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۰۴جان ز جانان دریغ دارم نه
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰۵تا نقش خیال تو نگاریم به دیده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰۶دیده تا نور روی او دیده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.