پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۵

تا نقش خیال تو نگاریم به دیده

کاری به جز این کار نداریم به دیده

از دیدهٔ ما آب روانست به هر سو

از ما بطلب آب بباریم به دیده

غیر تو اگر در نظر ما بنماید

غیرت نگذارد که در آیم به دیده

هر شب به خیالی که به ما روی نمائی

تا روز ستاره بشماریم به دیده

در دیده پدید است نظر کن که توان دید

نقشی و نگاری که نگاریم به دیده

بر خاک درت کاشته شد تخم محبت

امید که ما آب بیاریم به دیده

جان در تن سید تو نهادی به امانت

گر حکم کنی هان بسپاریم به دیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰۸می نگارد نگار بر دیده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۰۹توئی که راحت جانی و دیده را دیده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱۰به نور دیده دیدم نور دیده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱۱ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۱۲خیالش نقش می بندم به دیده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱۳خیالش نقش می بندد به دیده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱۴خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.