پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۸

می نگارد نگار بر دیده

می نماید چو نور در دیده

نور روئی که چشم سر بیند

دیدهٔ ما به چشم سر دیده

هر که بیند به عین ما ، ما را

صدف و بحر و هم گهر دیده

جام می هر که دیده رندانه

هست سیاح بحر و بر دیده

دیده هر ذره ای که می بیند

آفتابیست در قمر دیده

دیده دیده به نور او او را

این نظر دیده ز آن نظر دیده

هرکه او نور نعمت الله دید

جان و جانان به همدگر دیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱۰به نور دیده دیدم نور دیده
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱۱ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱۲خیالش نقش می بندم به دیده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱۳خیالش نقش می بندد به دیده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱۴خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۱۵ما نقش خیال تو کشیدیم به دیده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱۶خیالش نقش می بندد بهه دیده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱۷من روح نازنینم از کالبد رمیده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.