پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۱

ما نقش خیال تو نگاریم به دیده

در دیدهٔ ما بین که توان دید به دیده

نوریست که در دیدهٔ ما روی نموده

روشنتر از این دیدهٔ ما دیده که دیده

در دیدهٔ اهل نظر آن لعبت خندان

بگرفته خوشی گوشه و جائی بگزیده

یک نقطه محیط است که در دور درآمد

این دایره خطیست از آن نقطه کشیده

در آینهٔ خلق نظر کردم و دیدم

عینیست عیان گشته به اخلاق حمیده

هر ذره که که بینی به تو خورشید نماید

آن ذره رسولیست که از غیب رسیده

ذوقی است در این گفتهٔ سید که چه گویم

خود خوشتر از این قول که گفته که شنیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱۳خیالش نقش می بندد به دیده
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱۴خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱۵ما نقش خیال تو کشیدیم به دیده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱۶خیالش نقش می بندد بهه دیده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱۷من روح نازنینم از کالبد رمیده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۱۸از همه آئینه پیدا آمده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱۹سایه و همسایه پیدا آمده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲۰در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.