پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۵

ما نقش خیال تو کشیدیم به دیده

خوش نقش خیالیست درین دیده بدیده

نوریست که در دیدهٔ ما روی نموده

نقشیست که بر پردهٔ این دیده کشیده

دایم دل ما بر در جانانه مقیم است

گر جان طلبد هان بسپاریم به دیده

این گفتهٔ مستانهٔ ما از سر ذوق است

خود خوشتر ازین قول که گفته که شنیده

بی عیب بود هرچه به ما می رسد از غیب

عیبش مکن ای دوست که از غیب رسیده

خوش خلق عظیمی که همه خلق برانند

صد رحمت حق باد بر اخلاق حمیده

در بندگی سید رندان خرابات

این بنده غلامیست که آن خواجه خریده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱۷من روح نازنینم از کالبد رمیده
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱۸از همه آئینه پیدا آمده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱۹سایه و همسایه پیدا آمده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۲۰در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲۱در مظهر مطهر مظهر ظهور کرده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲۲لطفش کرم نموده میخانه دام کرده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۲۳آن کیست کلای کج نهاده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲۴جنت المأوای ما خلوتسرای میکده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.