پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۲۲

لطفش کرم نموده میخانه دام کرده

در حق جمله عالم انعام عام کرده

میخانه ای چنین خوش بر ما سبیل کرده

ما را شراب داده مست مدام کرده

کرده حلال بر ما جام می محبت

افشای سرّ خود را بر ما حرام کرده

سلطان حسن جانان ملک جهان گرفته

عقل آمده به خدمت خود را غلام کرده

جانان و جان سید باشند نعمت الله

نامش نکو نهاده ختم کلام کرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۲۴جنت المأوای ما خلوتسرای میکده
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۲۵نوریست به چشم ما نموده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۲۶در آینه عشق او نموده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۲۷چشم نابینای ما از او بینا شده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲۸حسن او در آینه پیدا شده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲۹دیدهٔ دل از تو منور شده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۳۰دیده صبح از تو منور شده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۳۱جز یکی نیست بیائید که گوئیم همه
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.