پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۲۵

نوریست به چشم ما نموده

در جام جهان نما نموده

هر آینه که دیده دیده

آئینه به ما خدا نموده

باطن بنگر که پادشاه است

در ظاهر اگر گدا نموده

ما دُردی درد نوش کردیم

این درد به ما دوا نموده

بر دار فنا برآ که ما را

در عین فنا بقا نموده

در بحر محیط غرق گشتیم

ماهیت ما به ما نموده

بیگانه ندیده سید ما

او را همه آشنا نموده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۲۷چشم نابینای ما از او بینا شده
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۲۸حسن او در آینه پیدا شده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۲۹دیدهٔ دل از تو منور شده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۳۰دیده صبح از تو منور شده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۳۱جز یکی نیست بیائید که گوئیم همه
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۳۲فارغ است این ساقی ما از همه
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۳۳از همه پنهان و پیدا از همه
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۳۴برافشان کلاله ز روی چو لاله
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.