پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۳۳

از همه پنهان و پیدا از همه

کی شناسد این سخن را بر همه

آفتابی می نماید ماه ما

این چنین نوری بود در خور همه

می برنگ جام پیدا آمده

یک شرابست او ولی ساغر همه

ساقی ار بخشد تو را خمخانه ای

عاشقانه همچو ما می خور همه

لطف او مخمور کی ماند کسی

مست گرداند می و دلبر همه

جام می بشکست و می بر ما بریخت

خرقهٔ ما شسته شد دفتر همه

عالمی چون آینه روشن شده

می نماید سید ما در همه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۳۵جانی که از تو نازد زیبا بود همیشه
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۳۶به خدا تا ز خود شدم آگاه
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۳۷هر بنده که سوی شه برد راه
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۳۸راهیم و رهنمائیم هم رهرویم و همراه
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۳۹صورتا چاکر است و معنی شاه
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۴۰حزنی آمد به نزدم صبحگاه
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۴۱دل ز ما کردی بری یعنی که چه
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۴۲سروری خواهی بیا و سر بنه
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.