پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۳۸

راهیم و رهنمائیم هم رهرویم و همراه

هم سیدیم و بنده هم چاکریم و هم شاه

جام می لطیف است این جسم و جان که داریم

در باطن آفتابیم در ظاهریم چون ماه

گاهی چنین که بینی بر تخت چون سلیمان

گاهی چنانکه دانی چون یوسفیم در چاه

رندیم و لاابالی سرمست در خرابات

با ساقئی حریفیم دایم به گاه و بیگاه

در راه بی کرانه ما می رویم دایم

گر عزم راه داری ما با تو ایم همراه

ای بنده بندگی کن تا پادشاه گردی

زیرا که پادشاهند این بندگان درگاه

توقیع آل دارد حکم ولایت ما

باشد نشان آن حکم بر نام نعمت الله

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۴۰حزنی آمد به نزدم صبحگاه
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۴۱دل ز ما کردی بری یعنی که چه
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۴۲سروری خواهی بیا و سر بنه
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۴۳برو ای عقل و پند مست مده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۴۴دامن عاشقان ز دست مده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۴۵بیا ای ساقی مستان و جام می به مستان ده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۴۶می عشقش به شیر مردان ده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۴۷بیا ساقی و جام می به ما ده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.