پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۸

از همه آئینه پیدا آمده

نور او درچشم بینا آمده

آن یکی ظاهر شده در هر یکی

هر یکی بنگر که یکتا آمده

بحر در جوشست و رو دارد به ما

آبروی ما بر ما آمده

مجلس عشقست و رندان در حضور

ساقی سرمست تنها آمده

از ولایش ما ولایت یافتیم

حکم ما از ملک بالا آمده

قطره ای بودیم ما بحری شدیم

این چنین دُری ز دریا آمده

نعمت الله رو به میخانه نهاد

میل ما کرده به مأوی آمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۲۰در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمده
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۲۱در مظهر مطهر مظهر ظهور کرده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۲۲لطفش کرم نموده میخانه دام کرده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۲۳آن کیست کلای کج نهاده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲۴جنت المأوای ما خلوتسرای میکده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲۵نوریست به چشم ما نموده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۲۶در آینه عشق او نموده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲۷چشم نابینای ما از او بینا شده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.