پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۷

من روح نازنینم از کالبد رمیده

من ساغر قریبم از ملک جان رسیده

مست می الستم جام بلی به دستم

در خلوتی نشستم با دلبر آرمیده

در کنج جان مقیمم با اهل دل ندیمم

فارغ ز خوف و بی غم ای نور هر دو دیده

خورشید جسم و جانم نور مه روانم

شهباز لامکانم از آشیان پریده

من ناظر خدایم منظور کبریایم

هم شاه و هم گدایم دیده چو من ندیده

فرزند عشق یارم پروردهٔ نگارم

چون گلشکر من و او هستیم پروریده

چون نور لطف اویم جز لطف او چه گویم

هر نکته ای که گویم او گفته و شنیده

درگوشهٔ یقینم با دوست هم قرینم

ایمن ز کفر و دینم از این و آن بریده

مطلوب طالبانم معشوق عاشقانم

من سید زمانم خط بر خودی کشیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱۹سایه و همسایه پیدا آمده
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۲۰در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۲۱در مظهر مطهر مظهر ظهور کرده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۲۲لطفش کرم نموده میخانه دام کرده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲۳آن کیست کلای کج نهاده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲۴جنت المأوای ما خلوتسرای میکده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۲۵نوریست به چشم ما نموده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲۶در آینه عشق او نموده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.