پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۴

خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده

خوشتر به ازین نقش که بستیم که دیده

در نقش سراپردهٔ این دیده نظر کن

کان نقش نگاریست که در دیده بدیده

گفتم که لبت بوسه دهم گفت ببوسش

شیرین تر ازین قول که گفته که شنیده

در کوی خرابات مغان مست و خرابیم

از دردسر زاهد مخمور رمیده

با ساقی سرمست حریفیم دگر بار

یک جام شرابی به دو صد جم بخریده

دیشب ز در خلوت ما شاه درآمد

مهمان عزیزیست که از غیب رسیده

خلق حسن و خوی حسینیست که او راست

چون سید ما کیست به اوصاف حمیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱۶خیالش نقش می بندد بهه دیده
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱۷من روح نازنینم از کالبد رمیده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱۸از همه آئینه پیدا آمده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱۹سایه و همسایه پیدا آمده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲۰در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲۱در مظهر مطهر مظهر ظهور کرده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۲۲لطفش کرم نموده میخانه دام کرده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲۳آن کیست کلای کج نهاده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.