پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۰

به نور دیده دیدم نور دیده

چنان نور و چنین دیده که دیده

ببین آئینهٔ گیتی نمایش

به اسم اعظم او را آفریده

ندیده دیدهٔ ما غیر رویش

چنین نور از خدا ما را رسیده

سعادت بین که سلطان دو عالم

غلامی از دو عالم بر گزیده

منور شد دو چشم ما از آن نور

نظر فرما به نور او که دیده

تمام بلبلان سرمست گشته

نسیمی از گلستانش وزیده

به ما انعام داده نعمت الله

همه عالم به نعمت پروریده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱۲خیالش نقش می بندم به دیده
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱۳خیالش نقش می بندد به دیده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱۴خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱۵ما نقش خیال تو کشیدیم به دیده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱۶خیالش نقش می بندد بهه دیده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۱۷من روح نازنینم از کالبد رمیده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱۸از همه آئینه پیدا آمده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱۹سایه و همسایه پیدا آمده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.