پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۲

خیالش نقش می بندم به دیده

چنین نقش و خیالی خود که دیده

به نور اوست روشن دیدهٔ من

نظر فرما که بینی نور دیده

الفبا خواندم و کردم فراموش

خطی بر عالم و آدم کشیده

گذشته از وجود و از عدم هم

نمانده سیئات و هم حمیده

خراباتست و ما مست و خرابیم

ز مخموران عالم وارهیده

بیا با ما درین دریا و بنشین

که دریائیست نیکو آرمیده

نگر در آفتاب نعمت الله

که در هر ذره ای روشن بدیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱۴خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱۵ما نقش خیال تو کشیدیم به دیده
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱۶خیالش نقش می بندد بهه دیده
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۱۷من روح نازنینم از کالبد رمیده
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱۸از همه آئینه پیدا آمده
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۱۹سایه و همسایه پیدا آمده
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۲۰در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمده
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲۱در مظهر مطهر مظهر ظهور کرده
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.